تصادف

درخواست حذف این مطلب

داوی دو هفته پیش یا بطور دقیق ی روز قبل تاسوعا با مامان بیرون بودیم..سر چهارراه پشت چراغ قرمز وایستاده بودم.مامانه گف اع من برم از این مغازهه ی چی ب م بیام.تا درو باز کرد ی یارو با سرعت از راست اومد منم وقتی داد زدم مامان در دیر شده بود و یارو زده بود ب درو رد شده بود..اگه من پیاده نشده بودم داشت چراغ قرمزو رد میکرد میرف..اومدن بیرون و کلی سروصدا ینی میخوام بگم ادم از این جماعت بی شخصیت تر تو زندگیم ندیده بودم..باباش ک با ی ماشین دیگه جلوش بود پیدا شد و عملا هر چی از دهنش در اومد بار ما کرد..مام گفتم اقا باشه وایستادیم پلیس میاد دیگه..من رفتم نشستم تو ماشین تو افتاب نباشم زنه اومده چسبیده ب در ک فرار نکن..گفتم خانوم چی میگی مگه گرفتی خوبه حالا خودمون زنگ زدیم ب پلیسا..بعدشم من مامانمو همیجور ول میکنم فرار میکنم؟؟ بعدشم این ماشین بیمه اس از جیبم ک نمیخوام بدم بیمه پولشو میده..کلا چهارتا خط افتاده رو درش..بیمه ام نبود..پولش چیزی نمیشه ک من بخوام از زیرش در برم..

مامان زنگ زد ک بابا بیاد بعد همچین ک باباهه اومد پدر یارو با کلی مظلوم نمیایی اومده بود خیلی مثلن اروم و منطقی با بابا حرف میزد و منم اعصابم خورد شد جلو روش گفتم تا پدر من اینجا نبود خوب صداتو کشیده بودب الان یهو مودب شدی..

ینی یک خانواده کلاشی ک نگو یارو ماشین خواهرش بود و میگف صفر کیلومتره و کلی ادعا ک من از سال 85 گواهینامه دارمو فلان..ا شم کاشف بعمل اومد ک اصن اقا متولد ساله 75 بود..و ماشین صفر نبود و از قبل زدگی داشت..بعد زنگ زدن خواهره ک صاحب ماشین بود اومدش همون موقع پلیسم اومد رفته بود جلو پلیس دادو بیداد ک اقا تقصیر ایناس و اینا خلاف ..گفتم اقا درست تقصیر ماست ولی شما ک اصن نبودی شما از کجا میدونی ک صدات از همه بلند تره ک دید داره ضایع میشه خفه شد..

تا پلیس و اومد و رفتیم بیمه ساعت دو شده بود و کارشناس بیمه رفته بود و دختره کلی سر و صدا ک من شنبه سرویس مدرسه امو نمیتونم اینجوری برمو گفتیم بابا کلن دو تا خط افتاده رو در ماشینت جلوبن نیومده پایین ک مشکلی داشته باشی بعدشم فردا پس فردا ک همه جا تعطیله این کارشناسم ک بود ماشینتو ب این زودی تحویل نمیگیری ک...بیا پرونده رو تشکیل بده صبح شنبه بیا دنبال کارا..بعد تحویل پرونده میخواسنیم ک بریم چسبیده بود ک اقا ی چی بدین دست ما باشه ک ما ممطمئن باشیم ..گفتیم بابا پرونده تشکیل دادیم تو بیمه..مدارک اونجاس..اطلاعات اونجاس..گواهینامه من تو راهنما رانندگیه.. ک گیر نیوردین کپی مدارکم ک دستتونه..حتی ی درصد ما نیومدیم تو راحت میتونی بری شکایت کنی چی میگی اخه..ا سر مامان ی شماره داد ک دست بکشن از سرمون..تو راهنما رانندگی میگف چرا بابات همرات میاد تو اتاق میخوای چیز یادت بده ک اینجا باباهه از کوره در رف گف ببین من اگه میخواستم از زیر این خسارته در برم برم کار نداشت کل این تیمساراو و سرهنگا رو میکشیدم اینجا اینقد دوست و رفیق ونفوذ دارم ک برام کاری نداره..ولی اومدم ک خسارتو بدم..تا الانم ذره ای بی احترامی ن ..پس خودت احترام خودتو نگه دار همونطور ک تو صاحب این ماشینی و همراه برادرت اینجایی تو این اتاق..منم صاحب این ماشینم..

خلاصه اینکه صب شنبه مامان اینا رفتن بیمه..میخواستن ضربه های قبلی ماشینشونو بزنن گردن ما ک کارشناسه کاربلدتر از این بوده و حالشون گرفته شده..روز اول ک کلی سر و صدا داست ک اقا من سرویس مدرسه ام..اونروز برگشته گفته ن من میخوام اینو بفروشمو واینا با این در از قیمتش میفته بیمه قبول کرده ک در ماشینشو عوض کنن..خلاصه اینکه تموم شد و ما گفتیم خدا رو شکر ک شرشون کنده شد..

حالا امروز مامان میگه ی خانومه بهش زنگ زده و گفته از طرف شورای حل اختلافم..ی خانومی ازتون شکایت کرده ک شما تصادف کردین باهاش و بعد تصادف دو میلیون از پول ماشینش افتاده..مامان گفته چی میگی خانوم بابا ی خسارت بود ک ما پرداختیم دیگه ..گفته خلاصه میخواد شکایت کنه بیاین بین خودتون حلش کنین کار ب دادگاه نکشه..مامانه هم گفته بزار بکشه بگو بره شکایت کنه..دختره گوشی رو گرفته ک ن من خسارت دیدمو و دو میلیون ضرر و اینا..مامانم گفته برو از بیمه شکایت کن ب ماچ..گفته ن من ازتون شکایت میکنمو اینا مامانم گفته برو شکایت کن..منم کارت ملی اونروز گم شده حتما دست شماس..دختره ام دیده هوا پسه قطع کروه..

ینی معجزه ان بعضی ادما..اخه چقد بی شخصیت و بی شرف..

مملکت ما از همون بالا تا پایینش هر کی بتونه میکنه میبره..بقیه ام برن ب درک...بالا ه مقامات این کشورم از همین مردمن دیگه..میگن ما نخوریم یکی دیگه میخوره..پس مام بخوریم دیگه...خلاصه ک دنیا روز ب روز جای زشتتر و کثیفتری میشه..