اورژانس 1

درخواست حذف این مطلب

بیمارستان کلن جای جالبی نیس..ولی بدون شک اورژانس وحشتناکترین جاشه...جایی ک آدما رو تو بدترین شرایط زندگیشون میبینی،کنار بزرگترین ترساشون...جایی ک ب چشم میبینی ک شاید واقعا این زندگی ارزش ادامه دادن نداشته باشه...

اولین مرگ مریضام توی مدت استاجری تو اورژانس بود..ی آقای 91 ساله با سرطان درجه 4 پروستات ک با سطح هوشیاری پایین آوردنش..ی ایل همراهش بود..کارای اولیش انجام شده بود ک اررست کرد...وقتی داشتم ماساژ قلبی میدادم میدونستم ک برنمیگرده و میدونستم برگردوندنش غیر انسانی ترین کار ممکنه..ی آدم با اون سن، با اون میزان درد،از اون وقتآ ک حتی نمیدونی باید چ دعایی ی..اون مریض زیر دستم مرد هنوز قیافشو یادمه..ولی اون برترین کیس نبود..

ی پیرمرد 87 ساله رو آوردن باgcs (سطح هوشیاری)دو...میخواستیم اینتوبه اش(لوله گذاری داخل نای واسه تنفس) کنیم ولی غذایی رو ک خورده بود آسپبره کرده بود و هر چی شن میکردیم اصن دیدی نداشتیم واسه لوله گذاری ..ب سختی بالا ه اینتوبه شد...وقتی داشتم از دخترش شرحالشو میگرفتم پرسیدم چند روزه اینجوری شده گف نمیدونم ی دو سه روز پیش همسایه اش زنگ زد گف اینجوری شده منم امروز وقت برم بیارمش..اینو ک گف خشکم زد..مریض سابقه بیماری تنفسی داشت دو هفته پیشم بخاطر حال بدش آورده بودنش اورژانس..و دخترش خیلی راحت میگف وقت ن برم بیارمش..من نمیدونم چجوری پدری بوده حق قضاوتم ندارم ولی هر چی باشه پدرشه...اینقد راحت از کنار حال بدش بگذری؟؟ گفتم ینی چی؟؟دو سه روزه بعد تو امروز آور ؟؟گف خو وقت ن دیگه منم زندگی خودمو دارم...اون مریض چند ساعت بعدش با همه ی تلاشی ک واسه برگردوندنش شد ، مرد..ب همین راحتی..

ی عمر تلاش کنی بچه بزرگ کنی آ شم وقت نداشته باشن واست..

بنظر من بدترین قسمت پیری همین از کار افتادگیشه..این ک محتاج دست یکی دیگه شی...ب کررات دیدم آدمایی رو ک سر پدر و مادر پیرشون داد میزدن تو اورژانس و قیافه مادر و پدره رنگ پریده تر و خج زده تر میشد..اون لحظه من یکی ک قلبم از جا کنده میشد.. دیگه حال اونا رو فقط خدا میدونه...

اینا رو ک میبینم تعجب میکنم از بعضی آدما... از اونا ک واسه ی مقام بالاتر زی ای یکی دیگه رو خالی میکنن..واسه ی نمره احمقانه یکی دیگه رو اب میکنن..این آدمایی ک همش در حال دویدنن واسه پول بیشتر درحالی ک تو پول غرقن...وقتی آ همه چی خاکه چرا انقد حرص؟؟

+خلاصه اینکه اینقد اورژانس بخش عجیبیه ک من بعد دو ماه بالا ه تونستم یکم ازش ینویسم..