ثواب و کباب

درخواست حذف این مطلب

دیروز رفتم کمکش واسه خونه چیدن ..برگشتنی دیدم چشمم همش میسوزه انگار ی چیری رفته داخلش ..تو اینه نگاه دیدم ی چی رو قرنیه امه...بسیار تا بسیار شبیه ناخونک چشم..کلی افسرده شدم ک اقا چرا؟؟؟گفتم نه بابا مگه مبشه ی شبه آخه؟؟سعی با گوش پا کن ت ش بدم ت نخورد..گفتم دیگه صددرصد ناخونکه...

پا شدم امروز رفتم ..با کلی غصه گفتم چشمم ناخونک زده گف بذار با دستگاه ببینم...ی نگاه کرد و بعد با ی نگاه عاقل اندر سفیه گف ناخونک نیس ک ی تیکه پلاستیک چسبیده ب قرنیه ات... گفتم چیییی؟؟اخه از کجا؟؟چجوری؟؟

هیچی دیگه اومد درش بیاره چشممو بستم گم شد :/// جای قبلیش نیس ولی همچنان چشمام البالو گیلاس میچینن واسه خودشون...

باشد ک کور نشویم...