موسیقی خوب

درخواست حذف این مطلب
خوب خوب..ی تحلیلی داشته باشیم بر آلبوم های اخیر:)))))) هی میخواستم اینا رو بنویسم هی میگفتم بذار اینم بیاد بعد..هنور البوم جدید imagine dragons هم نیومده ولی اونو میذاریم واسه بعد..

البوم (ابراهیم) محسن چاوشی عالی بود.. شدیدا پیشنهاد میشه.. میشه گف جز معدود خواننده هاییه ک اهنگآش معنی داره..ی خورده ملودی و ریتم آهنگاش شبیه قبلیا بود..ی جاهاییش منتظر بودم بگه هر روز پاییزه... ولی خوب آلبوم دوس داشتنی بود..

البوم kamikaze از eminem مث همیشه عالی..خیلیا البوم قبلیشو دوس نداشتن..چون خیلی شخصیش کرده بود و خیلی shadyوارانه نبود..با ابن حال من قبلیه رو هم دوسش داشتم..این آلبومه ک خدا بود واسه خودش..fall..venom..lucky you

البوم ultra violet از poets of the fall هم عاالیه..مخصوصا:in a perfect world..moment befor storm..false king..the sweet escape
خلاصه اینکه اینم شدیدا پیشنهاد میشه...

احساس میکنم یکی دوتا البوم دیگه ام بود ولی یادم نمیاد:)))
فعلن از همینا لذت ببرین...

بعد نوشت:
یادم اومد میخواستم در مورد american award بگم..ن خدا ی چجوری میشه ک وقتی bruno mars و drake هم نامزدن taylor swift برنده میشه؟؟؟؟ ن خدا ی چگونه؟؟؟

-توصیه ب شنیدن دوتا اهنگ اخیر imagine dragons هم میشه..zero ریتمش خیلی مث اهنگآی قبلیشون نیس..ب پای believer و warrior نمیرسه ولی متنش خیلی خوبه..naturalهم ک مث قبلیا نیاز ب تعریف من نداره...

-سوالی ک اینجا مطرح میشه اینه ک آیا فقط منم ک فک میکنم اگه bruno mars و the weeknd ایران بودن سنتی خونآی خوبی میشدن یا بقیه ام همیجوری فک میکنن:: :))

-هنوزم فک میکنم ی چیزیو جا گذاشتم...

تصادف

درخواست حذف این مطلب

داوی دو هفته پیش یا بطور دقیق ی روز قبل تاسوعا با مامان بیرون بودیم..سر چهارراه پشت چراغ قرمز وایستاده بودم.مامانه گف اع من برم از این مغازهه ی چی ب م بیام.تا درو باز کرد ی یارو با سرعت از راست اومد منم وقتی داد زدم مامان در دیر شده بود و یارو زده بود ب درو رد شده بود..اگه من پیاده نشده بودم داشت چراغ قرمزو رد میکرد میرف..اومدن بیرون و کلی سروصدا ینی میخوام بگم ادم از این جماعت بی شخصیت تر تو زندگیم ندیده بودم..باباش ک با ی ماشین دیگه جلوش بود پیدا شد و عملا هر چی از دهنش در اومد بار ما کرد..مام گفتم اقا باشه وایستادیم پلیس میاد دیگه..من رفتم نشستم تو ماشین تو افتاب نباشم زنه اومده چسبیده ب در ک فرار نکن..گفتم خانوم چی میگی مگه گرفتی خوبه حالا خودمون زنگ زدیم ب پلیسا..بعدشم من مامانمو همیجور ول میکنم فرار میکنم؟؟ بعدشم این ماشین بیمه اس از جیبم ک نمیخوام بدم بیمه پولشو میده..کلا چهارتا خط افتاده رو درش..بیمه ام نبود..پولش چیزی نمیشه ک من بخوام از زیرش در برم..

مامان زنگ زد ک بابا بیاد بعد همچین ک باباهه اومد پدر یارو با کلی مظلوم نمیایی اومده بود خیلی مثلن اروم و منطقی با بابا حرف میزد و منم اعصابم خورد شد جلو روش گفتم تا پدر من اینجا نبود خوب صداتو کشیده بودب الان یهو مودب شدی..

ینی یک خانواده کلاشی ک نگو یارو ماشین خواهرش بود و میگف صفر کیلومتره و کلی ادعا ک من از سال 85 گواهینامه دارمو فلان..ا شم کاشف بعمل اومد ک اصن اقا متولد ساله 75 بود..و ماشین صفر نبود و از قبل زدگی داشت..بعد زنگ زدن خواهره ک صاحب ماشین بود اومدش همون موقع پلیسم اومد رفته بود جلو پلیس دادو بیداد ک اقا تقصیر ایناس و اینا خلاف ..گفتم اقا درست تقصیر ماست ولی شما ک اصن نبودی شما از کجا میدونی ک صدات از همه بلند تره ک دید داره ضایع میشه خفه شد..

تا پلیس و اومد و رفتیم بیمه ساعت دو شده بود و کارشناس بیمه رفته بود و دختره کلی سر و صدا ک من شنبه سرویس مدرسه امو نمیتونم اینجوری برمو گفتیم بابا کلن دو تا خط افتاده رو در ماشینت جلوبن نیومده پایین ک مشکلی داشته باشی بعدشم فردا پس فردا ک همه جا تعطیله این کارشناسم ک بود ماشینتو ب این زودی تحویل نمیگیری ک...بیا پرونده رو تشکیل بده صبح شنبه بیا دنبال کارا..بعد تحویل پرونده میخواسنیم ک بریم چسبیده بود ک اقا ی چی بدین دست ما باشه ک ما ممطمئن باشیم ..گفتیم بابا پرونده تشکیل دادیم تو بیمه..مدارک اونجاس..اطلاعات اونجاس..گواهینامه من تو راهنما رانندگیه.. ک گیر نیوردین کپی مدارکم ک دستتونه..حتی ی درصد ما نیومدیم تو راحت میتونی بری شکایت کنی چی میگی اخه..ا سر مامان ی شماره داد ک دست بکشن از سرمون..تو راهنما رانندگی میگف چرا بابات همرات میاد تو اتاق میخوای چیز یادت بده ک اینجا باباهه از کوره در رف گف ببین من اگه میخواستم از زیر این خسارته در برم برم کار نداشت کل این تیمساراو و سرهنگا رو میکشیدم اینجا اینقد دوست و رفیق ونفوذ دارم ک برام کاری نداره..ولی اومدم ک خسارتو بدم..تا الانم ذره ای بی احترامی ن ..پس خودت احترام خودتو نگه دار همونطور ک تو صاحب این ماشینی و همراه برادرت اینجایی تو این اتاق..منم صاحب این ماشینم..

خلاصه اینکه صب شنبه مامان اینا رفتن بیمه..میخواستن ضربه های قبلی ماشینشونو بزنن گردن ما ک کارشناسه کاربلدتر از این بوده و حالشون گرفته شده..روز اول ک کلی سر و صدا داست ک اقا من سرویس مدرسه ام..اونروز برگشته گفته ن من میخوام اینو بفروشمو واینا با این در از قیمتش میفته بیمه قبول کرده ک در ماشینشو عوض کنن..خلاصه اینکه تموم شد و ما گفتیم خدا رو شکر ک شرشون کنده شد..

حالا امروز مامان میگه ی خانومه بهش زنگ زده و گفته از طرف شورای حل اختلافم..ی خانومی ازتون شکایت کرده ک شما تصادف کردین باهاش و بعد تصادف دو میلیون از پول ماشینش افتاده..مامان گفته چی میگی خانوم بابا ی خسارت بود ک ما پرداختیم دیگه ..گفته خلاصه میخواد شکایت کنه بیاین بین خودتون حلش کنین کار ب دادگاه نکشه..مامانه هم گفته بزار بکشه بگو بره شکایت کنه..دختره گوشی رو گرفته ک ن من خسارت دیدمو و دو میلیون ضرر و اینا..مامانم گفته برو از بیمه شکایت کن ب ماچ..گفته ن من ازتون شکایت میکنمو اینا مامانم گفته برو شکایت کن..منم کارت ملی اونروز گم شده حتما دست شماس..دختره ام دیده هوا پسه قطع کروه..

ینی معجزه ان بعضی ادما..اخه چقد بی شخصیت و بی شرف..

مملکت ما از همون بالا تا پایینش هر کی بتونه میکنه میبره..بقیه ام برن ب درک...بالا ه مقامات این کشورم از همین مردمن دیگه..میگن ما نخوریم یکی دیگه میخوره..پس مام بخوریم دیگه...خلاصه ک دنیا روز ب روز جای زشتتر و کثیفتری میشه..

موسیقی خوب

درخواست حذف این مطلب
خوب خوب..ی تحلیلی داشته باشیم بر آلبوم های اخیر:)))))) هی میخواستم اینا رو بنویسم هی میگفتم بذار اینم بیاد بعد..هنور البوم جدید imagine dragons هم نیومده ولی اونو میذاریم واسه بعد..

البوم (ابراهیم) محسن چاوشی عالی بود.. شدیدا پیشنهاد میشه.. میشه گف جز معدود خواننده هاییه ک اهنگآش معنی داره..ی خورده ملودی و ریتم آهنگاش شبیه قبلیا بود..ی جاهاییش منتظر بودم بگه هر روز پاییزه... ولی خوب آلبوم دوس داشتنی بود..

البوم kamikaze از eminem مث همیشه عالی..خیلیا البوم قبلیشو دوس نداشتن..چون خیلی شخصیش کرده بود و خیلی shadyوارانه نبود..با ابن حال من قبلیه رو هم دوسش داشتم..این آلبومه ک خدا بود واسه خودش..fall..venom..lucky you

البوم ultra violet از poets of the fall هم عاالیه..مخصوصا:in a perfect world..moment befor storm..false king..the sweet escape
خلاصه اینکه اینم شدیدا پیشنهاد میشه...

احساس میکنم یکی دوتا البوم دیگه ام بود ولی یادم نمیاد:)))
فعلن از همینا لذت ببرین...

تابستون97

درخواست حذف این مطلب

واسه من تابستون از 10 مرداد شروع شد و این هفته ام تموم میشه بخش مرخزفش ابن بود ک من 11 بستری شدم و 12 ام عمل شدم..عملا تعطیلات تابستونم اب شد..نمیگم بقیه تایستونا خوب بودن ولی این یکی مدال مز فترینشو داره...

میگن آدما رو باید تو سختیا شناخت من بالا ه بعضیا رو شناختم...

1 (رفیق)تو مهربونیش شک ندارم.. ی ک همه این روزا رو پیشم موند و ازم مراقبت کرد..کارایی رو برام کرد ک من مطمئن نیستم اگه من جای اون بودم همه ی اون کارآ رو می براش.. ی ک بهم ثابت کرد ک بودنم اهمیت داره...

2 (رفیق)نبود و نمیتونس ک باشه ولی حمایتش بود..صداش بود...

3 (دوست)روز اول بود و حواسش بهم بود ولی دیگه پیداش نشد...

4 (اینترن بخش ) حتی بیشتر از دوستام هوامو داشت...همه رو خبر دار کرده بود گفتم چرا همچین کردی گف خبرشون کمپوت بیارن تقویت شی ..چ معنی میده نشستن تو خونه :))) حداقل انقدی معرفت داشت ک اومد احوالمو پرسید..مثل اون (5) نبود ک زیرزیرکی ازدور نگاه کنه و ا شم بره ...

6 (ی اصطلاح دوست) حتی با پیامم حالمو نپرسید..آره آپ س چیز خاصی نیس..عملش آنچنان خطرناک نیس ولی واسه ی ک دم از رفاقت میزد...

7و8 (رفیق) 7 اومد سلام کرد و نشست کنار تخت و رفت تو گوشیش و تا حد امکان تو چشمام نگاهم نکرد.. کاش مث قبل بود..8 مجلسو دست گرفته بود مث همیشه... دوست داشتنش این روزا کار سختی نیس..

9-10-11-12 (دوست) بودن ولی نبودن...هنوز ی وقتایی فک میکنم کاش همه چی همونجا تموم شده بود...

13-14-15-16-17 بودن..میتونستن نباشن..هنور نمیدونم...نمیخوامم بدونم...

18-19-20 ...


مینویسم ک یادم بمونه...


ورزش؟؟!!

درخواست حذف این مطلب

ی ارتباط مع ی هم هست بین باشگاه رفتن و میزان سلامتیه من...مثلن دفعه قبل بعد از جلسه دوم یجوری سرماخوردم ک تا یک هفته نمیتونستم از جام ت بخورم و اشتهامم کم شده بود و عملا بدون ذره ای تلاش و ورزش ، قشنگ 3-4 کیلو وزن کم ..

این دفعه ام صدقه سری معده ناسورم و اون غذای تند مز ف کره ای..بلایی ب روزم اومد ک منه از آمپول گریزون رفتم آمپولو دادم دست مامان گفتم فقط بزن ک دارم میمیرم..و هنوز بعد چهار روز درد معده بیخیالم نشده و از ترس درد بدتر و بی اشتهایی تا امروز ی کیلو وزن کم ..و فک کنم دیگه وقتشه برم واقعن...مامانه هم گفتن باشگاه بی باشگاه خیلی غذا میخوری باشگاهم میری بیفتی رو دست من ...


+خلاصه اینکه ورزش م ب ما نیومده...همون شبا پیاده رویمو کنم سنگینترم..والاااا...

جراحی 1

درخواست حذف این مطلب

آقا من نمیدونم کی اولین بار کلمه ظریف رو ب جراحی نسبت داد..اون دوست عزیز یحتملا تا بحال سر عمل ارتوپدی نبوده..یا کلا تعریفش از کلمه ظریف فرق میکنه..حالا نگین ارتوپدیه و همینجوریه ..والا من سر ی عمل چشم بودم..در واقع ی عمل باز مجاری اشکی تو ی نوزاد..آقا من دیگه بعد از اون ب زندگی عادیم برنگشتم..

خلاصه اینکه ما تصورمون از جراحی ی چیز دیگه بودیم اومدیم تو بخش جراحی ی جوری تو ذوقمون خورد ک دیگه فعلا تو تاپ تریمون (top three)نیست..

باید از 7 تا 12/5 ظهر توی بخش باشیم اساتید محترمم اکثر اوقات اتاق عملن و شابد کلا دو ساعتشو با ما کار کنن بقیشو ما تو بخش ولوییم..ب قول یکی از اینترنا تو بخش جراحی باید یاد بگیری چجوری 5-6 ساعت رو صندلی بشینی..عصرام 4تا 10کشیکیم..کم کم داریم زخم بستر میگیریم..

در واقع ما بیشتر اون تایمو داریم با اینترنا در مورد اساتید و تیکه کلاماشون و کاراشون صحبت میکنیم..فعلن ی گرند راند داشتیم تا ی هفته قراره ابعادش بستری بشه :))



اورژانس 1

درخواست حذف این مطلب

بیمارستان کلن جای جالبی نیس..ولی بدون شک اورژانس وحشتناکترین جاشه...جایی ک آدما رو تو بدترین شرایط زندگیشون میبینی،کنار بزرگترین ترساشون...جایی ک ب چشم میبینی ک شاید واقعا این زندگی ارزش ادامه دادن نداشته باشه...

اولین مرگ مریضام توی مدت استاجری تو اورژانس بود..ی آقای 91 ساله با سرطان درجه 4 پروستات ک با سطح هوشیاری پایین آوردنش..ی ایل همراهش بود..کارای اولیش انجام شده بود ک اررست کرد...وقتی داشتم ماساژ قلبی میدادم میدونستم ک برنمیگرده و میدونستم برگردوندنش غیر انسانی ترین کار ممکنه..ی آدم با اون سن، با اون میزان درد،از اون وقتآ ک حتی نمیدونی باید چ دعایی ی..اون مریض زیر دستم مرد هنوز قیافشو یادمه..ولی اون برترین کیس نبود..

ی پیرمرد 87 ساله رو آوردن باgcs (سطح هوشیاری)دو...میخواستیم اینتوبه اش(لوله گذاری داخل نای واسه تنفس) کنیم ولی غذایی رو ک خورده بود آسپبره کرده بود و هر چی شن میکردیم اصن دیدی نداشتیم واسه لوله گذاری ..ب سختی بالا ه اینتوبه شد...وقتی داشتم از دخترش شرحالشو میگرفتم پرسیدم چند روزه اینجوری شده گف نمیدونم ی دو سه روز پیش همسایه اش زنگ زد گف اینجوری شده منم امروز وقت برم بیارمش..اینو ک گف خشکم زد..مریض سابقه بیماری تنفسی داشت دو هفته پیشم بخاطر حال بدش آورده بودنش اورژانس..و دخترش خیلی راحت میگف وقت ن برم بیارمش..من نمیدونم چجوری پدری بوده حق قضاوتم ندارم ولی هر چی باشه پدرشه...اینقد راحت از کنار حال بدش بگذری؟؟ گفتم ینی چی؟؟دو سه روزه بعد تو امروز آور ؟؟گف خو وقت ن دیگه منم زندگی خودمو دارم...اون مریض چند ساعت بعدش با همه ی تلاشی ک واسه برگردوندنش شد ، مرد..ب همین راحتی..

ی عمر تلاش کنی بچه بزرگ کنی آ شم وقت نداشته باشن واست..

بنظر من بدترین قسمت پیری همین از کار افتادگیشه..این ک محتاج دست یکی دیگه شی...ب کررات دیدم آدمایی رو ک سر پدر و مادر پیرشون داد میزدن تو اورژانس و قیافه مادر و پدره رنگ پریده تر و خج زده تر میشد..اون لحظه من یکی ک قلبم از جا کنده میشد.. دیگه حال اونا رو فقط خدا میدونه...

اینا رو ک میبینم تعجب میکنم از بعضی آدما... از اونا ک واسه ی مقام بالاتر زی ای یکی دیگه رو خالی میکنن..واسه ی نمره احمقانه یکی دیگه رو اب میکنن..این آدمایی ک همش در حال دویدنن واسه پول بیشتر درحالی ک تو پول غرقن...وقتی آ همه چی خاکه چرا انقد حرص؟؟

+خلاصه اینکه اینقد اورژانس بخش عجیبیه ک من بعد دو ماه بالا ه تونستم یکم ازش ینویسم..

خستمم

درخواست حذف این مطلب

این ک یادشون نیود مهم نیس...ولی این ک مث اون حتی ی عذرخواهیم نکرد و انگار ن انگار دله آدمو ب درد میاره...


+کلی نوشته بودم دستم خورد صفحه بسته شد و همه چی پر...دیگه حال نوشتنمم نمیاد دیگه امشب..صدقه سری این کشیکای مس ه اورژانس اصن جون تو تنم نیس...

ثواب و کباب

درخواست حذف این مطلب

دیروز رفتم کمکش واسه خونه چیدن ..برگشتنی دیدم چشمم همش میسوزه انگار ی چیری رفته داخلش ..تو اینه نگاه دیدم ی چی رو قرنیه امه...بسیار تا بسیار شبیه ناخونک چشم..کلی افسرده شدم ک اقا چرا؟؟؟گفتم نه بابا مگه مبشه ی شبه آخه؟؟سعی با گوش پا کن ت ش بدم ت نخورد..گفتم دیگه صددرصد ناخونکه...

پا شدم امروز رفتم ..با کلی غصه گفتم چشمم ناخونک زده گف بذار با دستگاه ببینم...ی نگاه کرد و بعد با ی نگاه عاقل اندر سفیه گف ناخونک نیس ک ی تیکه پلاستیک چسبیده ب قرنیه ات... گفتم چیییی؟؟اخه از کجا؟؟چجوری؟؟

هیچی دیگه اومد درش بیاره چشممو بستم گم شد :/// جای قبلیش نیس ولی همچنان چشمام البالو گیلاس میچینن واسه خودشون...

باشد ک کور نشویم...


i hope not

درخواست حذف این مطلب

قسمت بد ماجرا اینجاس ک گذشته رو نمیشه عوض کرد..موندن تو گذشته ام اشتباهه محضه..ولی گذشته میتونه همچنان روی حال اثر بذاره..همه کارایی ک کردی..همه حرفایی ک زدی...کوچکترین حرکتی میتونه ی سلسله اتفاقاتی رو باعث بشه ک امروز از اون چیزایی ک میخوای دورت کنه...گذشته همیشه یجواریی خودشو میچسبونه ب ح و گند میزنه ب همه چی..و کاریشم نمیشه کرد...دیگه ن پشیمونی فایده ای داره و ن چیز دیگه ای..و میدونی بخش مز ف ماجرا کجاست؟؟ اینکه اگه بتونی برگردی عقب شاید دوباره انجامش بدی..مث همه کارایی ک هیچ وقت نمیفهمی چرا اصن انجامشون دادی...


+حس میکنم توی ی لوپ معیوب گیر افتادم..انگار قراره همه چیز همینطور باقی بمونه..


موسیقی...

درخواست حذف این مطلب

درسته موسیقی سلیقه ایه..ولی من واقعا سلیقه ی سری آدما رو درک نمیکنم...ینی من حتی اسم خواننده مورد علاقه بعضیا حتی ب گوشمم نخورده...واقعا چگونه اینگونه؟؟؟ موسیقی پاپ ایرانی پر شده با ی سری آدم نو ظهور..ک همش درمورد پاییز و بارون و چرا رفتیه..ینی من یکی دیگه بغیر از خواننده های سرشناس دیگه واقعا ریسک بعضی آهنگا رو ی جون نمی م...یا ای ایرانی شدن ی سری زجه موره های الکی عاشقانه روی ی سری بیت داغون...بعد طرف اینو استوری هم میکنه کلی ام ایموجی لاو میذاره://...اخه این همه ر خوب..اصن خارجیم ن..ایرانی..مث سورنا و شایع و حصین و صادق و هیچ و خیلیای دیگه ک ورساشون ارزش شنیدن داره...ب نظر من ادم باید ب گوشش احترام بذاره..ب وقتی ک واسه شنیدن اهنگا میذاره...اصن ب متن ی سریاشون ک توجه میکنیا خزعبله محضن بعد طرف کلی ام حس میگیره باهشون :/// ی سری آهنگا رو هم انقد اینور اونور میشنویا آدم دیگه حالش بد میشه..مث آهن حامد همابون و هوروش یند و امثالهم...اخه ی چیزی رو اونقد تکرار کنین ک ارزششو داشته باشه حداقل...


حرف از اهنگ شد

یا توهمات ذهن بیمار منه یا اینکه البوم eminem ی غمه خاصی داشت..walk on water..arose..need me..castel...اصن اکثرشون مخصوصا arose...ینی من واقعا یجاهاییش دلم میخواس گریه کنم...مهمم نیس بقیه چی میگن..eminem همچنان ر مورد علاقه منه و space boundاش همچنان تو تاپ10 ام...

البوم g-eazy رو هم دوس داشتم مخصوصا him &i رو...البوم شایع ام خوب بود...سورنا رو خوب بود ولی من البوم قبلیشو بیشتر دوس داشتم...

این اهنگه هم خ دوس داشتم ی غم دوس داشتنی داره...

isak danielson-ending

خودکشی؟ !؟!

درخواست حذف این مطلب

دختر 16 سالشه چون نمره فیزیکش خوب نشده و مدیر و والدینش دعواش ، قرص خورده ب قصد خودکشی...

ینی واقعا بعد این همه سال ملت نمیخوان بفهمن ک جون آدم مهمتر از چهارتا نمره اس؟؟ ک اصن این نمره ها هیچ تاثیری تو اینده اش نخواند گذاشت اگه ک بخواد...ینی واقعا ارزش داره بخاطر ی نمره کاری با بچه ات ی ک کارش ب اینجا برسه بعد خودت وایسی بیرون حین شست وشو معده اش و هی حرص بخوری؟؟ ن واقعا ارزش داره آخه؟ ؟؟

نمیگم چیز دور از انتظاریه..ن..حداقل نصف خودکشی نوجوانا بخاطر مسائل درسیه ک کمم نیستن متاسفانه..ولی خب واقعا چرا باید از درس ی همچین بتی ساخت..یا ب بچه ات انقد سخت بگیری ک بخاطر ی نمره بیخود فکرش ب پایان دادن زندگیش برسه...

ب حالشون هم تاسف میخورم و هم غبطه..من هیچ وقت جراتشو نداشتم..خیلی اتفاقایه خیلی بدتر از این تو زندگیم افتاد ک فقط دلم میخواس همه چی تموم شه..ولی ن جراتشو داشتم..ن امیدمو انقد از دست داده بودم..همیشه ی کور سویه امیدی بود ته دلم ک بالا ه تموم میشه اینام ی روز..تموم نشد ولی یاد گرفتم چجوری پشت سر بذارم مشکلاتمو...ک تسلیم نشم...کنجکاوی واسه فردا و اینکه چی پیش میاد هیچ وقت نذاشت تسلیم بشم...

در ضمن دوست عزیز اصن خودکشی با قرص اگه واقعا قصدت مردنه کار عاقلانه ای نیس..مگه اینکه مکانیسم عملشونو بدونی وگرنه ریسک نمردنش بالاست..فقط کبد و کلیتو از کار میندازی...

بنظر من بهترین روش اوردوز با کوکائینه هم حتمیه و همم کلاس داره. :))

قرص برنجم نخورین زجرکش میشین...

اوردوز با متادونم خوب نیس مث این یارو تو اورژانس میری تو کما و لنگ در هوا میمونی...

رگ دستم مطمئن نیس..پیدات میکنن میرسونت بیمارستان داستان میشه...رگ گردنو بزنین مطمئنتره...


+ولی هیچ وقت امیدتونو از دست ندین..عمر ما همینجوری کوتاه هس..کوتاهترش نکنین...

واقعا چرا؟؟

درخواست حذف این مطلب
ن واقعا واسه من سواله اگه ی نفر همه داروهای شیمیایی رو حرام اعلام کنه..بعد از اون ورم ادعا درمان سرطان و ام اس و ناباروری و ... کنه..شما ب درستی کازش شک نمیکنی؟؟؟
حاج اقا تبریزیانشون علاوه بر فتوای حرام بودن داروهای شیمیایی و ادعاهای درمانی عجیبش و جراحی رو دخ در کار خدا دونستن داره ی مشت دارو رو ب اسم خدا و پیر و پیغمبر ب خورد ملت میده..داروهاش هر کدوم حداقل 6-7 تومنه..بیمه ای ام ک بهش تعلق نمیگیره + ویزیتش...
قشنگ ب اسم طب ی داره مردمو تلکه میکنه ی عده متاسفانه زیادی هم چون اسم و تهش میشنون میرن طرفش...بچه هاشونو وا ن نمیزنن چون ایشون معتقدن این توطئه ه ک نجاساتو وارد بدن مسلمونا کننن...آخه واقعا حماقت تا کجا؟؟؟
من واقعا نمیدونم این آغا چجوری میخواد نارسایی دریچه قلب و آپ س ترکیده و انواع کیست و تومور رو و شریان ورید و طحال شده رو با چهارتا سیاهدونه و سنا و غیره مداوا کنه؟؟
این همه ادمی ک اینروزا با پیوند عضو ب زندگی برمیگردن چی این جراحی هم حرامه؟؟بچه ای ک یا فتق وحشتناک شکمی بدنیا میان با ی جراحی راحت درمان میشن چی؟؟یچه های با شکاف کام و لب چی اینارم نباید جراحی کرد؟؟اونی ک تو تصادف استخون پاش له شده چی ؟اونم بجای پین و پیچ و مهره باید قطع کرد؟؟؟اگه حرامه ک چرا مراجع تقلید عمل میشن؟؟؟
اگه واقعا سرطان زنشو درمان کرده ..چرا مدارکشو ارائه نمیده...اصن ایران قبول نداره..چرا نمیره تو ی کشور دیگه سرمایه گذار پیدا کنه؟؟
چطوری از تو تلگرام و ... میتونه سرطان و ام اس و بیماریهای پوستی رو تشخیص بده..درمانم بذاره؟؟؟
ی بار از سرکنجکاوی من رفتم تو سایتش ..همه توضیحاتش در مورد بیماری واسه ویکیپدبا بود ..ی سری توضیحاتش من دادم ب ی آدم ک رشته ریاضی بود و چیزیم از زیست و اناتومی بدن نمیدونست بخونه ..خنده اش گرفته بود...مشکل اینه مردم ما در مورد چیزی ک علم ندارن نمیرن یکم تحقیق کنن اینم چون اسم پشتشه ک دیگه فکرشم حتی نمیکنن...مث ید ی کمد میمونه..فروشنده میگه این چوب فلانه مال فلان کشور و اله و بله مام ک چیزی سردرنمیاریم..گول ظاهر قضیه رو میخوریم و می یمش...اون طبیب معروف طب سنتی ک برگشته میگه مگه مسواک میزنه ک شما مسواک میزنین؟؟؟

واقعا چرا ملت ما فکر نمیکنن؟؟!!
من نمیگم طی ی یا سنتی بده ن..ولی هر چیزی ب جاش..شما میتونی ی دلدرد و با عرق نعناع درمون کنی...طب گرمو با سردی...واسه تمدد اعصاب ی گل زبون بخوری...چ میدونم واسه دندون درد سرکه سفید...ولی دیگه سرطان و ناباروری و ام اس و پانکراتیت و ...رو دیگه ن...


-زنه اومده با قنده 700میگه انسولینی بوده ولی شنیده دم کرده دم بادمجون قندو میاره پایین ،انسولینشو گذاشته کنار...
اون یکی یچه سرطانیشو یسته ب سنا و از دستش داده...اون یکی اومده شاکی چرا ب بچه من وا ن زدن زیربغلش ورم کرده...

حس خوب

درخواست حذف این مطلب

رفته بودم مزون...خواستم از اینور سالن برم اونور دیدم ی خانومه داره میاد رفتم اونور دیدم اونم اومد اونوری گفتم ببخشید سرمو بالا اوردم رفتم اونور اونم اومد اونور..دیدمم اع این چقد آشناس..دیدم خودمم..فهمیدم آینه اس :))))

خودم ک کلا مرده بودم از خنده...مامانه ام پخش زمین بود از خنده...کلا اینجوریه ک هنور بعد دو روز نشستیم یهو میزنه زیر خنده...

بعد رفیقم گیر داده بیا بریم گل بزنیم...خیلی فاز داره..میگم حاجی من چت مادرزادم..گل نزده چتم...گل میخوام چی...ول کن نیس...


+چقد خوبه ک هست..عوض شده ولی مهم نیس...همین ک هنوز اولین رفیق زندگیمو دارم و اون فضای مز ف نیس..اینکه میتونم مث قدیم بگم و بخندم و برم بیرون باهاشو حس بدی نداشته باشم...همین ک میتونم کنارش خوده خودم باشم...برام بسه..بذار بقیه فکرای مز فشونو ن..بذار هر کی هر چی میخوان بگه..من دوباره از دستش نمیدم...

آهنگ درمانی

درخواست حذف این مطلب

آلبوم جدید سیاوش قمیشی رو گوش کنین..بشوره ببره همچیزو ^_^


+امشبم اوج بارش شه اسدیه..لذت ببرید از تماشایه آسمون و موزیک...

سرماخوردگی( 2 )

درخواست حذف این مطلب

تو این دوماه اخیر برای بار سوم سرماخوردم...

رسما این دو ماهو داشتم بینیمو میچلوندم...واقعا این همه آب از کجا میاد اخه؟؟؟ ://

رفتم ازمایش ویتامین dیم زیر خط فقره...ولی جان همچنان معتقده سردردام واسه این نیس...4ازمایش جدید نوشت://

دیروز ک رفتم کلینیک جلو پام بلند شد.. انقد با ادب..با شعور..با شخصیت.؟؟؟؟..برگه دفترمم جدا نکرد ... ی برگه ام داد دستم ک ب بگو پول ویزیتو پس بده...هر چیم ما اصرار کردیم قبول نکرد...حالا هی بگین پزشکا الن و بلن...والااااا...

تشخیص مامان جان مث آدم نخو دنمه..تشخیص پدرجان مث آدم غذا نخوردنمه....اج ا با این تشخیصا پلن درمانی میذاریم تا جواب آزمایشا...

linkin park is over

درخواست حذف این مطلب

چستر بنینگتون خودشو کشت...

هنوزم باورم نمیشه...اخه چرا؟؟؟؟واسه من ک لینکین پارک تموم شده اس بدون اون...

بعید میدونم حتی دیگه بتونم تا اطلاع ثانوی اهنگی ازشون گوش بدم...

ب طرز بدی دلم میخواد گریه کنم...


rest in peace man+

where the hell are u???

درخواست حذف این مطلب

فرقی نداره شما چقدر کامل باشین یا نه..چقد سعی کرده باشین راه رو درست برید یا غلط...

همیشه..همیشه ی پیدا میشه ک گند میزنه ی همه زندگیتون...


+کاش خدا در مورد اه خلقتش ی سری توضیحات واضح میداد...

خسته نشدی خودت؟؟

درخواست حذف این مطلب

این هفته ای ک گذشت بدون شک جاش توی تاپ تری مز فترین هفته های امسالمه...

چرا واقعا ی وقتایی همه چی می پیچه بهم؟؟ اینقد خسته ام ک دلم میخواد بخوابم... چند سال دیگه بیدار شم ببینم همه چی گذشته و تموم شده...راستی چرا بعضی چیزا تمومی نداره خدا؟؟؟خودت خسته نمیشی؟؟من ک خیلی خسته ام...اینقد ک دارم شک میکنم ب بودنت و نگاه ت...


+اگه هستی ی نشونه لطفن...


oh my word-flip grater

is there any hope????

درخواست حذف این مطلب

خسته ام...ی هفته تعطیلیه تابستونم تموم شد (کله تعطیلیه تابستونم همین ی هفته بود)و از شنبه دوباره ...هی ساعت 6 صبح بیمارستان..شب بیمازستان..هی کلاس..هی مریض و شنیدن ایرادای بنی ی اتندها...ی خواب راحت نداشتم تو این هفته + این سردرد مز ف و سینوریت و آلرژی..

حالا هی از اینور و انور بشنویم بعد برگشتن از مطب ا درآمد ماهشونو حساب میکنن و میگن هیچی حالیش نیس...بدون اینکه حتی ذره ای بدونن تو این 7 سال چی بهشون گذشته تا نشستن پشت اون میز...

هم سن های من اکثرا الان تو تعطیلات تابستونن و فکر اینکه فردا کجا برن گردش..و کدوم کشور و کدوم شهر..چی بپوشن...و چیکار کنن..و همه ی فکر و ذکر من اینه ک نکنه ی وقت مریض جدید اومده باشه و من متوجه نشده باشم..ک صدای ریه مریضمو اشتباه تشخیص نداده باشم و اتند از بخش پرتم نکنه بیرون...ک نتیجه آزمایشش اومد..جواب سی تیش چی شد...

در حد مرگ خسته ام...اصن نمیدونم چجوری میخوام دووم بیارم..ب چ امیدی اصلن؟؟؟



چرا؟؟

درخواست حذف این مطلب

ینی بعضی از این همراه مریضا رو باید بگیری دو سه دور با ماشین ازشون رد شی...

همون اول بار ک میری بالا سر مریض میگی: اقا من باید همه مشکلات مریض رو از نوک سرش تا کف پاشو بدونم...شروع میکنی ب پرسیدن بعد سر هر عضوی برمیگرده میگه ن این چشمش ک مشکل نداره ریه اش مشکل داره..میگم میدونم ولی من باید برای پروندشون همه چیزو بنویسم..دوباره برمیگرده میگه این شکمش مشکل نداره ک ریه اشه..میگم میدونم ولی من بازم باید بپرسم..بعد دوباره...

یا مریض خوابه میگم میشه بیدارشون کنین..میگه خوابه..انگاری من نمیبینم خوابه..میگم من باید معاینه شون کنم بیدارشون کنین...میگه همین الان پرستار اومد..میگم ایشون کار خودشونو میکنن منم کار خودمو...با هراز و یک منت بیدارش میکنن...خوب مشکل دارین نیاین بیمارستان آموزشی..منم ک مرض ندارم ک...ولی باید دو دقیقه دیگه ب اتندم جواب پس بدم...

از اون بیشعور تر اون مریضآ و همراهایین ک میگن: نه خوب شده مریض مشکل نداره..بعد جلو اتند برمیگرده میگه ک هنور اینجام درد میکنه و این مشکلو دارم..مورد داشتیم وسط توضیحمون پریده گفته : دروغ میگه من هنور حالم بده:////

یا اون بیشعورایی ک تا میبینن دانشجو دختره، بیشعور بازیشون گل میکنه...ینی ی وقتایی تا چند روز بخاطر وقاحت بعضیاشون ، حالم از مونث بودن خودم بهم میخوره...

فک کن شب دو سه بخو صبحش مجبور باشی پنج شیش بیدار شی...من سر صبح خدا رم بنده نیستم ..ینی از خودم شروع میکنم ب دادن تا و عمشو همینجور بر بالا تا روز و جهان و خلقت....بعدش بری با ی همچین آدمایی رو ب رو شی...منم سر صبحه خواب دارم...اعصاب ندارم...با همه اینا..با کلی ادب و احترام سوال میپرسی و اینجوری جواب میگیری...

صرفا واسه انجام وظیفه نیس..من واسه حال مریضام نگرانم..اتند اف میکنه ولی من میمونم جواب ازمایش مریض بیاد ببینم چشه...واسه تنهایی بعضایاشون کلی غصه میخورم...واسه مریضای بدحالم...ولی جامعه یجور نگاه میکنه..انگاری ک ما دشمنیم...

ی مریض کنسری درجه چهار داشتیم..با 80 بال سن...مریض فوت کرد...ینی عملا زیادم عمر کرده بود با این حال طیق قوانین داشتن cpr می تا ش بیاد و دستور قطع یده..بعد تمام مدت همراه مریض پشت در داشت میگفت:بابامو کشتن...هیچکیم نمیتونست بگه اقاجان شما بابات تو مرحله ا سرطان بوده دیگه عملا کاری از دست هیچ بشری ساخته نبوده...اصلن باید خودتون دنبال امضا dnr (دستور عدم احیا مریض)میرفتین ک مریضتون انقد الکی زجر نکشه...

+انقد جو منفی تو این مملکت علیه جامعه پزشکی هست ک هر ی ب خودش اجاره میده هر چی دلش میخواد بگه..همه ام بگن:خوب گفتی...

هواشو داری؟؟

درخواست حذف این مطلب

دل نگرون این همه تنهایش ام...اینکه با این همه دوستی ک دوره اش کرده بازم تنهاس...ک هنوز کوچیکه واسه این همه مشکل...ک کاش یکم بیشتر هواشو داشتن..ک انقد یهویی حمایتا و محبتشونو ازش نمیگرفتن ک واسه فرار از تنهاییاش رو ب هر چیزی نیاره...


+خدایا هواشو داری؟؟

تو مسئولی...

درخواست حذف این مطلب

من خیلی زود فهمیدم که هیچ دوستی ابدی نیس..وقتی تو 8سالگی دوست همکلاسی ( نزدیکترین دوستم تو اون سالها )یهویی بی خبر رفت...و بعدها معلمم بهم گفت ب خاطر شغل پدرش از این شهر رفتن...وقتی سال اول راهنمایی ک از دوستای دبستانم جدا شدم بعدها ک بیرون اتفاقی دیدمشون جوری وانمود ک منو نمیشناسن ،بعدها وقتی رفیق ده سالم بعد از ی مدت ندیدنم تماساش کمتر و کمتر شد و ...وقتی ی ک از بچگی باهش بزرگ شدم و بعد از شهر دیگه رفتنش تماساش نصف شد و و فقط محدود شد ب وقتایی ک کارش بهم میفتاد...من سالهاست معنیه ( هر سلام آغاز دردناک یک خداحافظیست)رو میدونم..بشرطی ک اون خداحافظیه باشه..آدما میان تو زندگیت...پر رنگ میشن..دلیل خنده ات میشن..مرهم میشن..همدرد میشن...وابسته شون میشی و بعد...درسته ک همه میگن من آدم بی احساسیم..ولی خوب همین آدم بی احساسم گاهی عادت میکنه ب بودن آدمای اضافه شده ب زندگیش...بی خبر رفتنا اذیتش میکنه...من دردناکیه اون خداحافظی رو ب عذاب بی خبری ترجیح میدم...کاش آدما قبل از رفتن ی خبر بدن بهت...اصلن همون اول اومدنشون بگن ک رفتنین...ک اینجوری با بی خبر رفتنشون با هر بار رد ی خاطره، ی صدا ،ی حرف، ی جمله ، ی اسم قلبت تیر نکشه...


+آدمها این حقیقت را ار یاد برده اند ولی تو از یاد مبر، هر چه را اهلی کنی مسئول آن خواهی بود...

با ضمیمه اهنگ adagio از لارا ف ن

return

درخواست حذف این مطلب
نبودم...چون حس امنیته دیگه نبود...ن ک الان باشه..ن ...ینی نمیدونم، ولی میدونی از ی جایی ب بعد دیگه واست مهم نیست...ن نظر بقبه..ن دیدشون و ن قضاوتهاشون...من کمتر از اونی زندگی میکنم ک هر لحظه بخوام ب فکر خوشآمد دیگران باشم...مینویسم ولی کمتر از همیشه..این روزا انقد درگیر درس و و کوفت و زهرمارک ک وقت هیچی رو ندارم...مثل از دست دادنه بودنه هفته قبلشو... انقدر درگیر بودم ک نفهمیدم کی اومد کی رفت...

+...

امتحان طورانه...

درخواست حذف این مطلب

هنوزم نمیفهمم چجوری ی آدم در صحت عقل کامل واسه تخصص و فوق و اینا میره سراغ کلیه و اورولوژی؟؟؟

ینی من هنوز تو گلومرونفریت کوفتی موندم...ینی این کلیه از همون اولشم نچسب بودآ چ توی فیزیو و جنینش چ توی پاتولوژیش...دو س تا مبحثو هنوز نخوندم ، فردام ده امتحانه..7صبحم باید برم بیمارستان..خوابمم میاد تازه...خدایا من این امتحانه رو پاس شمآ..غلط م تا اطلاع ثانوی چیزی ازت بخوام...


+ ی خوند، دعا کنه لطفن..ایشالله تو شادیاتون جبران کنم :)